صفحات

۱۳۸۹ اردیبهشت ۷, سه‌شنبه

۱۳۸۹ اردیبهشت ۴, شنبه

اردیبهشت

اردیبهشت

هو الطیف

همه چیزازاسمش مشخصه و جایی برای حرف و حدیثی نذاشته ، از اینکه اسمش تو شناسنامه من هم ثبت شده خیلی راضیم بهترین زمان برای بیست و چهارمین شروع

مستان سلامت می کنند

سراج در حال سلام دادن است، و من در این فکر که همه چیز داره خوب پیش می ره، آرامش مشخصه اصلی این روزهاست هم برای من و پیک آبی و هم برای دوستان قدیمی و من هم سلامت می کنم

خواستم تو پاورقی بهت تبریک بگم ولی دیدم تولد مازیار حکاک خودش یک پست جداست، مازیار جان تولدت مبارک

۱۳۸۹ فروردین ۳۰, دوشنبه

تاکسی

هو الحبیب
شب میلاد حضرت زینب و ما مشغول جشن تاکسی رانی، دیدن 5 هزار راننده تاکسی در یک مکان خیلی جالب بود
  عید  همه مبارک باشه
پاورقی
------->><<<---------
اواسط مراسم یک جمله ای آقای راشد یزدی گفت که خانوما قرمز  شدن و آقایون از خوشحالی نمی دونستن چی کار کنند
طه جان بهت تسلیلت می‌گم

۱۳۸۸ اسفند ۲۹, شنبه

سلام


سلام ...

۱۳۸۸ اسفند ۲۵, سه‌شنبه

از پلاک تا بلاگ


به نام خداوند مکان و زمان

مکان‌هایی که در بعد زمان نیستند و زمان‌هایی که در بعد مکان، وخنکای نسیم نشانه ترنم به دلی که در بعد زمان و مکان است.

ساعت حدود هشت شب و نسیم پرچم قرمز رنگ بر فراز گنبد فیروزه ای به رقص در آورده

۱۳۸۸ اسفند ۱۷, دوشنبه

قرار جان


قراردادی که بعد از چند ماه امضاء شد

۱۳۸۸ اسفند ۸, شنبه

قمار



خنک آن قمار بازی که بباخت آنچه بودش
بنماند هیچش الا هوس قمار دیگر

چند وقته که همه فکر می کنند که ناراحته، پکره، عصابانیه ولی هیچ کس فکر نکرده که شاید از همیشه سالم تر باشه و بعد از چند سال نقش بازی کردن حالا می خواد خودش باشه، شخصیتی که هر وقت خواسته باشه کسی جدی نگرفته و تنها چیزی که نصیبش شده محکوم شدن ولی اون اینقدر به خودش ایمان داره که هنوز خسته نشده وبازم آماده قمار شده دقیقا به رسم این چند ساله ولی این بار فهمیده که  دیگه تنها نیست و کوله بارش هم خالی نیست

پاورقی
-------------------------
پیک آبی  قلبی است که هنوز می تپد